تبلیغات
my personal blog - متنی از دوران جاهلیت (قسمت دوم)

متنی از دوران جاهلیت (قسمت دوم)

یکشنبه 12 شهریور 1396
08:07 ق.ظ
سید محمد طبیب زاده

خب داشتم میگفتم که چند روزی نزدیک ۴-۵ روز هی فکر میکردم مردم دارن میرینن روم دوستام رو میزدم سریع عصبانی میشدم یکی از دلایلش این بود که همش میخواستم برم بیرون و نمیتونستم چون سیم کارتم بر اثر ترابرد به ایرانسل غیر فعال شده بود و دستم نرسیده بود و دیگری برنده نشدنم در جشنواره تبیان بود که خیلی امید داشتم جایزه رو بگیرم و از روی سن بیام پایین و سوار قطار بشیم و بریم و منم  وارد کرمون بشم و بخوابم تا فرداش که مدرسه شروع بشه و من خوشحال به سرگزی بفهمونم که منم میتونم فقط تو بلد نیستی که طرح به بچه ها بدی و برنده اونا برنده بشن.


یکی دیگه اش هم این بود میدیدیم که رییسی هم طرفدار زیادی داره ولی هفته آخر اردیبهشت که انتخابات جمعه اش بود همه خوش بین بودن من هم خوش بین شدم تو همون هفته آخر هم سیم کارت ایرانسلم اومد دستم و خوشحالتر شدم . کلاس زبانم هم زمانش رو تغییر دادم و دیگه پیش اون بی اخلاق نمیرم و جلسات بعدی هم چون بقیه امتحان دارن میخوام داوطلبانه برم چهارجلسه بعدی و خوب میخونم که نمره هام رو بده و جمعشون با نمرات کمی که شریفی داده جمع بشه و نمرم بیاد بالاتر . بعد از اون بتونم با نمره کمتر از ۷۰ و بالاتر از ۶۰ پاس بشم که شاید اگر با شریفی بودم کمتر از ۷۰ بشم مردود بشم ولی امیدوارم که پاس بشم این اخیرا هم هیچی قابل پیش بینی نبوده. 

هفته اخر تقریبا مدرسه ول بود و هیشکی هیشکار درستی نمیکرد نه دانش اموزا نه معلما  یکشنبه رفتم کانون و ۱۰ جلسه بعدی رو با معلم بعدی شروع کردم. علی با خوبی و خوشی اومد که چند بار با هم رفتیم بیرون و بعد از اون هم انتخابات شد من هم حالا بین این جریان ها ریاضی هم خوندم و روحانی برنده شد و من خیلی خوشحال بودم و برای نخعی که گفته بود هر کی کاندید مورد نظرش برنده شد برای اون یکی بستنی بخره و چند وقت پیش گفتم من امتحان ریاضی برات دو تا میارم چون mamal.pro  رو آورد بالا و براش دو تا بستنی سالار خریدم و دادم بهش.

 دیگه الان تو فکر امتحانات و دوره دوم تو رشته ریاضی با اون سختگیری های تیزهوشان و امتحاناتی که روزهای آینده هستن و پاس شدن کلاس زبان و کارهایی که تو تابستون مثل بوکس و تولید محتوا برای آرورا باید انجام بدم هستم و بعضی وقت ها هم نگران. ساعت  ۱۲/۰۵بامداد روز ۲ خرداد یعنی ۱۱:۵۹ شب ۱ خرداد بود خدافظ . 



تمامی حقوق این وب سایت متعلق به my personal blog است. || طراح قالب avazak.ir