تبلیغات
my personal blog - تبریز

تبریز

پنجشنبه 25 شهریور 1395
11:05 ب.ظ
سید محمد طبیب زاده



تبریز , شاید شما فکر کنید تبریز ادم های مسخره ای دارد بخاطر ترک بودنشان بله همه جا خوب و بد دارد ولی تبریز یه جای دیگست انسانای خوب بیشتر دارد

. شما شاید در صفحه ی اینستاگرامم دیده باشین که از کارت پرواز به تبریز عکس گرفته بودم و گذاشتم بله من ساعت ۶ صبح به تبریز پرواز داشتم  مهماندارا مگه میذاشتن ما بخوابیم؟به بدبختی ما رسیدیم به تبریز با رفتاری مهمان نوازانه  به هتل رسیدیم  هتل زیاد جالبی نبود منم بهتون پیشتهاد میدم اگه تبریز رفتین به هتل شهریار نروید هتل های بهتری هم هستن از جمله پارس و لاله پارک. سه روز انجا بودیم و بیشتر جاهای تبریز را گشتیم. روز اول به پاساژ مدرن لاله پارک رفتیم و گشتی زدیم و یک محصول ترکی گرفتیم این پاساژ مال یک تبریزی ساکن ترکیه است که بیشتر برندهای ترکی را در خود جا داده  است . عکس

روز بعد به مقبره الشعرا رفتیم اطراف انرا پروژه داشتند و شما میبایست مانند یک پل به جزیره که قبر شعرا بود میرفتید حالا چیز خاصی هم نداشت فقط قبر چند شاعر و اثارشان بود و مجسمه همین بعد پیاده به موزه قاجار رفتیم که خیلی بزرگ بوده ولی انرا به چند قسمت تقسیم کرده بودند به بیمارستان و … این قسمتی که باقیمانده بود خانه مال استاندار تبریز در دوران قاجار بوده و جالب بود که اثار او در شاه نعمت الله ولی و قبر ان مرد در ماهان است جالب بود ما منتظر قبر او بودیم که دیدیم نزدیک ماست عکس:

و عصر ان روز به کارخانه تراکتور سازی میرویم عکس:

یک مکان و کلی کارگاه و شرکت در دل ان واقعا در ایران همچین کاخانه ای تک است بعد خسته به هتل پارس برای صرف شام میرویم رستوران گردون بود و شما  گردون بودن آنرا حس میکردید و هتل و خواب صبح بیدار شدیم ودیدیم مارا به بازار و ارک علیشاه میبرند .ارک خیلی بزرگ و باشکوه بود عکس:

بعد به بازر رفتیم که بیشتر به درد خانمها میخورد تا ما و ما تاکسی گرفتیم به ال گلی رفتیم و گشتیم عکس:

به لاله پارک رفتیم و ناهار خردیم واز هتل شیکش دیدن کردیم بعد جای خوشمزه اش میرسیم به کارخانه شیرین عسل ۴۰ دقیقه در راه بودیم تا رسیدیم و  وارد کارخانه شدیم خیلی وسعت داشت به بخش های مختلف سر زدیم و از خط تولید بر میداشتیم و میخوردیم عکس:

بعد وقتی برگشتیم خانما میخواستند بروند لاله پارک اخه چقد خرید؟؟؟؟بعد ما به هتل رفتیم و اماده شدیم تا به پارک ابی سفر کنیم به یک تاکسی رسیدیم و مارا به پارک ابی برد همه راننده تاکسی ها بر خلاف همه عقاید خیلی خون گرم بودند به پارک رفتیم دیدیم مالی نیست ولی به رفتنش می ارزید بعد به هتل رفتیم و خوابیدیم صبح ساعت ۷:۳۰ منو بیدار کردند که به کندوان برویم ولی ساعت ۱۰:۳۰ راه افتادیم ۱ ساعت تو راه بودیم یک جای توریستی بود با خوراکی های خوشمزه و یک هتل که ده تا اتاق داشت وهتل عجیب غریبی بود بعد به سختی با خواب الودگی به رستوران وحید رفتیم یک ساعتی طول کشید که به رستوران رسیدیم بدو بدو غذا خوردیم و به فرودگاه رفتیم تا پرواز به تهران 



تمامی حقوق این وب سایت متعلق به my personal blog است. || طراح قالب avazak.ir